|
سه شنبه 8 بهمن 1392برچسب:نوشته هاي عاشقانه ,دل نوشته هاي من ,نوشته هاي من , :: :: نويسنده : لیندا فلیحی
دلتنگیهای آدمی را ![]() از حـال ِ مَن ميپُرسي ؟ ![]() خدايا خيلي دلم گرفته از ادما....از انسانهائي كه ادعا ميكنند دوستم دارن و هميشه دعام ميكنند اما ميدونم و ميبينم كه حاضر نيستن زنده اتو ببينن يا يه لحظه خوشحاليتو .... خدايا دلم براي روزهاي بچگيهام تنگ شده ...اون موقعها بنظرم راست بود ..دوستيها خالص بود.... دوست داشتنها زيبابود ...بدون ريا بدون دروغ بدون حسادت بدون بدي ...آخ خداجونم چي شده ؟؟؟ ادما چرا عوض شدن ؟؟؟انگار از اون بالا نديدي !!!خدايا چرا اخه ؟؟؟؟چرا ادما بهم دورغ ميگن اينهمه ؟؟ دنيات همش تنفر و دروغ شده ....از همه بدم اومده ادما يكرنگ نيستن ...ديگه تو اين دنيا نميتونم به كسي اعتماد كنم همه كساني كه رو كه دوست داشتم و فكر ميكردم عزيزان من هستن همشون دروغگو ودورو هستن ....خدايا دلم خيلي واسه خودم تنگ شده ...خدايا معجزه ايي كن ... خدايا منو ازاين حس بد ..از اين فكرا .... نجات بده ... خدايا كمكم كن ...معجزه اي كن ...آرامشو بهم برگردون ...خدايا هيچي نميخوام ازت خودت منو خوب ميشناسي ولي هميشه هر لحظه بهم كمك كردي و هميشه بمن لطف كردي ... خدايا از اين حس بد ...نجاتم بده ...خدايا خدايا خدايا ![]()
دو شنبه 28 مرداد 1392برچسب:دل نوشته هاي من,جرات دوست داشتن,نوشته هاي من, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی
چه حقیرند مردمی که نه جرأت دوست داشتن دارند و نه ارادهی دوست نداشتن و نه لیاقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن و مدام شعر عاشقانه میخوانند و تراژدی غمانگیز انسان این است که آنچه هست، نباید باشد و آنچه باید باشد، نیست و همه حرفها همین است وهمهی دردها همین …
![]() ![]() |